تبلیغات
جایى براى دل - تحقیر
 
جایى براى دل
لطفا بر روی تبلیغات وبلاگ کلیک کنید تا از تخفیف ویژه ای برخوردار شوید و همچنین به اقتصاد کشور خود کمک کنید
 
 
چهارشنبه 1389/08/19 :: نویسنده : امید
سلام خوبین ؟

راستش پریروز یه نفر یه حرفی به من زد که خیلی ناراحت شدم وقتی خودکارو گرفتم دستم دیدم که رو کاغذم این مطلبه نوشته شده ! (( یعنی مطلبم اومد و این آپ کار خودمه ))

 

خنجرت را چه بی رحمانه بر تن این خسته میزنی

کمی صبر کن تلخی این ضربات برای چیست ؟

برای کدام گناه ناکرده به سنگسار حرفهای تحقیربارت محکوم شدم ...به من بگو

نگاهی بینداز به این قصاص شده... حکم را بار دیگر برایم بخوان

شاید سوسوی امیدی وجود داشته باشد

جلاد تن من مباش

شاید سالها بعد زیر لب بگویی ـ ویا حتی فریاد بزنی ـ

جلاد تن من مباش

اما افسوس دیگر وجودی برای من باقی نمانده است

اما لبخند تحقیرآمیز دیگری ره بخاطر بسپار و بگو :

چقدر شبیه لبخند جنون آمیز من بود !

شاید کمی تسلی برای من باشد اما قطعا امیدی برای زندگی نیست

متاسفم عزیز...کوله بار من بسته شد.بازهم آواره ی شهر رویاهای سوخته ام شده ام

اما تو بمان... بمان تا بعدها زیر لب زمزمه کنی :

جلاد تن من ...





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 1396/05/18 14:20
Great post. I am dealing with many of these issues as well..
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


یادت باشه که دنیا با تو آغاز می شود
روز با تو و خورشید با تو گرما می گیرد
نسیم با بوی خوش تو جاری می شود
و بهار برای تو خود را می آراید
یادت باشد که شب بی نگاه زلال تو دلش می گیرد
و پرندگان به خاطر تو عاشقانه می خوانند
وقتی نگاه می کنی
چشمی هست که تو را می نگرد
باور کن
نگاه زیبایت و زیبایی نگاه را باور کن
و دنیا را با نگاهت زیبا تر کن

مدیر وبلاگ : امید
موضوعات
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

دریافت کد بارش قبل از بالای وبلاگ

Digital Clock - Status Bar

مرجع وبلاگ نویسان جوان